تبلیغات
۩۞۩ شاپـــــــــــری ۩۞۩ - شهید عاشورای گردان زهیر + عکس
۩۞۩ شاپـــــــــــری ۩۞۩
تو زیباترین آرزوی منی ..*اَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّکَ الفَرَج*
 صبح روز عملیات، روز اول شهریور، روزعاشورای حسینی بود و طبق معمول زیارت عاشورا برگزار و اتفاقا«علی» جلوی من نشسته بود و شدیدا گریه می‌کرد و حال خاصی داشت . دستور حرکت رسید و گردان حرکت کرد.

صحبت از سردار جانبازی است که چهره  مهربانش همه را مجذوب می‌کرد. شهید علی شکاری فرمانده گروهان بعثت از گردان زهیر لشگر ده سیدالشهداء (ع) که در عملیات کربلای ۵ دست راستش را جلوتر از خودش به بهشت فرستاد.

علی سومین شهید خانواده شکاری بود و در روز اول شهریور ماه سال ۶۷ که مصادف بود با روز عاشورای حسینی با گروهان تحت امرش به قلب ضدانقلاب در جاده بوکان مهاباد کوبید و در روز عاشورا به صف شهدا پیوست.

شهادت "علی" پس از پذیرش قطعنامه ۵۹۸ (در ۲۷ تیر سال ۶۷) و حتی بعد از آتش بس بین ایران و عراق در ۲۹ مرداد اتفاق افتاد. به قول یکی از دوستان، درٍ باغ شهادت بسته شده بود و "علی" از بالای درب خود را به آن وادی رساند!

گروهک‌های ملحد که پس از هجوم سراسری ارتش بعث عراق (پس از پذیرش قطعنامه از سوی ایران) و بعضا پیشروی های آن و به ویژه بعد از هجوم مضحک گروهک منافقین به غرب کشور، شرایط را برای جولان مجدد خود در منطقه کردستان مناسب دیده بودند، وارد این منطقه شده و نا امنی هایی را برای مردم شریف کُرد منطقه ایجاد کرده بودند. مأموریت مقابله با آنها به لشکر ده سیدالشهدا (ع) سپرده شد.
[تصویر:  nf00138210-1.jpg]

محرّم بود و ما در اردوگاهی نزدیک شهر میاندوآب، هر روز صبح مراسم زیارت عاشورا داشتیم. علی، فرمانده گروهان بعثت شده بود. یکی دو روز بود که برای شناسایی و توجیه نحوۀ عملیات با تویوتا به منطقۀ عمومی بوکان می رفتیم و تغییر رفتار "علی" بسیار مشهود بود، شرایط خاصی بود. جنگ، تمام شده بود و خیلی از بچه های رزمنده در بهت جمع شدن سفرۀ شهادت و از دست رفتن فرصت پرواز بودند.


[تصویر:  nf00138210-2.jpg]

صبح روز عملیات، روز اول شهریور، روزعاشورای حسینی بود و طبق معمول زیارت عاشورا برگزار و اتفاقا "علی" جلوی من نشسته بود و شدیدا گریه می‌کرد و حال خاصی داشت . دستور حرکت رسید و گردان حرکت کرد.

پشت تویوتا روبروی "علی" نشسته بودم ولی "علی" با همیشه فرق داشت. باور کنید هیچ وقت در طول چندین سال دوستی و رفاقت با او، "علی" را اینطور ندیده بودم. اصلا دل و دماغ شوخی نداشت. تو حال خودش بود.

الآن می‌توانم بگویم که او در حال انتخاب بود و در دل، آخرین بندهای تعلق به این دنیا را از خود باز می‌کرد. در طول آن روز تا قبل از شهادتش هر چه از چهرۀ زیبای او به یاد دارم تفکر بود و سکوت و شاید نگرانی.

نگرانی از ماندن و نرفتن.


همیشه گفته ام و میگویم شهدا خیلی رٍند بودند. عظمت زمانه و موقعیت خود را خوب درک کردند و غفلت و سستی نکردند و مزد عمل خالصانۀ خود را گرفتند و الا اگر به حضور بود؛ امثال منٍ غافل، زیاد بودند در جبهه و شاید سالیان سال هم در حسرت شهادت بودند، ولی ...

در شروع عملیات که قرار شد گروهان عاشورا بالای ارتفاع برود، "علی" که فرماندۀ گروهان بعثت بود. برای شناسایی و هماهنگی (که بتواند بعد از آنها گروهان خود را وارد عمل کند) با آنها و حتی جلوی ستون آنها از ارتفاع بالا رفت. قبل از حرکت و در آخرین دقایق، او را دیدم که در دفترچۀ یادداشتی که همراه داشت با دست چپش و به سختی، چیزی می نوشت و بعد دفترچه را در جیب شلوار شیش جیبش گذاشت و رفت.
[تصویر:  nf00138210-3.jpg]

عصر عاشورا، ساعتی قبل از غروب آفتاب، "علی" را ناجوانمردانه و در جنگی نابرابر، مظلومانه و به نامردی کشتند.




نوع مطلب : داستان، دانستنی ها، مطالب مذهبی، 
برچسب ها : سردار شهید علی شکاری، شهید عاشورای گردان زهیر، شهید، یادواره شهدا،
لینک های مرتبط :
شنبه 1396/05/14 ساعت 19 و 01 دقیقه و 08 ثانیه
There is definately a great deal to learn about this subject.
I love all of the points you have made.
جمعه 1396/05/13 ساعت 08 و 20 دقیقه و 33 ثانیه
I know this web site provides quality depending
articles and other information, is there any other
website which offers such stuff in quality?
سه شنبه 1396/04/13 ساعت 07 و 31 دقیقه و 48 ثانیه
If some one wishes expert view on the topic of blogging and
site-building after that i advise him/her to visit
this webpage, Keep up the nice job.
شنبه 1396/04/10 ساعت 04 و 03 دقیقه و 34 ثانیه
We're a gaggle of volunteers and opening a new scheme in our community.
Your web site offered us with valuable info to work on. You've performed an impressive
activity and our entire group will probably be thankful to you.
دوشنبه 1396/04/5 ساعت 00 و 57 دقیقه و 32 ثانیه
ریشه از خود نوشتن در حالی که صدایی مناسب ابتدا آیا نه کار کاملا با
من پس از برخی از زمان. جایی در سراسر
جملات شما در واقع موفق به من مؤمن متاسفانه تنها برای کوتاه
در حالی که. من هنوز مشکل خود را با فراز در منطق و شما ممکن است را سادگی به کمک پر همه کسانی شکاف.
که شما در واقع که می توانید انجام من را قطعا بود مجذوب.
دوشنبه 1396/02/25 ساعت 10 و 17 دقیقه و 12 ثانیه
It's hard to come by experienced people in this particular topic, however, you seem
like you know what you're talking about! Thanks
دوشنبه 1396/02/18 ساعت 09 و 08 دقیقه و 45 ثانیه
We are a bunch of volunteers and opening a new scheme in our community.
Your website offered us with valuable information to work on. You've
performed an impressive activity and our whole community will probably be
thankful to you.
پنجشنبه 1396/01/24 ساعت 15 و 02 دقیقه و 38 ثانیه
Everyone loves it when individuals get together and share opinions.

Great site, stick with it!
یکشنبه 1396/01/20 ساعت 14 و 27 دقیقه و 34 ثانیه
Good article. I am dealing with many of these issues as
well..
شنبه 1393/10/6 ساعت 02 و 30 دقیقه و 47 ثانیه
آیا کسی میدونه که ایشون بچه هم داشتن یا نه؟ در مورد شهید علی شکاری سوال میکنم لطفا اگر میدانید جواب دهید خیلی مهمه
شنبه 1393/10/6 ساعت 02 و 27 دقیقه و 55 ثانیه
سلام باعث افتخارمه که من با ایشون فامیلم منم همیشهوبه یاد ایشون شلوار شیش جیب میپوشم
جمعه 1391/10/1 ساعت 22 و 08 دقیقه و 20 ثانیه
با سلام

گفتم که خدا مرا مرادی بفرست

طوفان زده ام، راه نجاتی بفرست

گفتند که با زمزمه ی “یا مهدی”‌

نذر گل نرگس صلواتی بفرست

با مطلب اعتقاد به انتظار و رجعت به روزم

منتظر نظرات شما عزیز می باشم
نــــــرگس سلام حتما سر می زنم....
چهارشنبه 1391/09/29 ساعت 20 و 39 دقیقه و 05 ثانیه
سلام به شما عزادار مهدوی
خسته نباشید و خدا قوت و علی یارتان

با مطلبی در مورد شهادت حضرت رقیه ، به نام (حضرت رقیه و انتظار) و نوای گرم مداحی (شهادت حضرت رقیه خیلی زیبا و جانسوز) به روزم
خیلی ممنونم که برای بهبود مطالب با نظر کمکم می کنید.
یا مهدی
نــــــرگس سلام حتما.
چهارشنبه 1391/09/29 ساعت 17 و 48 دقیقه و 40 ثانیه
سلام. خوشحالم كه در عرصه ی وبلاگ نویسی كوشا هستین. هموطن برای پیشرفت همدیگه بهتره به هم میدون بدیم و همدیگرو تشویق كنیم. یادت باشه اگه ایرانی پیشرفت كرد ایران پیشرفت می كنه. در اینجا فقط با تبادل پیوند ما می تونیم این كارو بكنیم. اگه مایل هستی وبلاگ منو با نام "تراوش های ذهن من" پیوند كن و خبر بده تا منم شما رو پیوند كنم.
با تشكر.
نــــــرگس سلام حتما....
سه شنبه 1391/09/28 ساعت 14 و 27 دقیقه و 42 ثانیه
سلام همرزم

از شما دعوت می شود در اجرای طرح بیعت با امام زمان (عج), به حلقه های 40 نفره منتظران برای دعا و روزه ی همگانی در روز پنج شنبه 14 دی 1391 مصادف با روز اربعین سرور و سالار شهیدان امام حسین (علیه السلام)؛ با نیت تعجیل در ظهور امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) به حضرت آقا بپیوندید.

برای اطلاعات بیشتر به وبلاگ زبر مراجعه نموده, و در صورت تمایل، حضور خودتان را با معرفی نام تان در بخش نظرات اعلام بفرمایید.

در ضمن از شما درخواست می شود این دعوت را به تمامی علاقمندان و عاشقان حضرت مهدی (عج), حضوراً یا از طریق سایت و یا وبلاگ خود اطلاع رسانی نموده و دیگر مشتاقان را نیز به این جمع پیوند دهید.

☼☼☼ عـصــر ظـهــور ☼☼☼
http://albeyatolellah.blogfa.com

انشاالله امام زمان (ع) شما را در صف سربازان و منتظران حقیقی خویش قرار دهد.
به امید آمادگی دلها برای ظهور ... انشاء الله

یا مهدی (عج)
نــــــرگس سلام...حتما.
دوشنبه 1391/09/27 ساعت 23 و 28 دقیقه و 57 ثانیه

بدجورحنجره ام گرفته بود وهمه اطباءازبرگشتن صدایم نا امید شده بودند
ازحنجره ام چندین عکس گرفته بودند وتنها جوابشان این بود که جناب حاج شیخ علی محدث زاده باید ازمنبررفتن دست بکشی وتاآخرعمرفکرمنبر رفتن راهم نکنی این دوای دردتوست بدجور دلم شکست
آن سال محرمش از راه رسید ودلم از این که دیگر نتوانم نوکری کنم شکست چه شکستنی..........
فقط با حسین دردودل میکردم وبلند بلند گریه میکردم مثل جوان مرده....

حسین جان چطوردلت می آید دیگرنوکری ات رانکنم...

حسین جان .جان گلوی بریده ات گلویم رابرگردان ....

حسین جان چطوردلت می آیدنوکرت را نا امیدکنی......

ازبس گفتم وگفتم تا خوابم بردوچه فرخنده شبی بودآن شب ......یک طرف ارباب با وفایم نشسته ویک طرف سید روضه خوانی....خدایا باورم نمیشود ...ارباب به من میگوید آشیخ علی به سیدبگو روضه دخترم رقیه را بخواند....سید شروع به خواندن کرد ووبا دلی پر دلی سیر با بابای سربریده اش ناله زدم دلم نمیخواست بیدار شوم ولی خواب ازسرم پرید
انگار این حنجره حنجره دیگری شده است حس میکردم این حنجره بدجور بوی رقیه گرفته آری دکتر بهم میگفت آقاشیخ علی تو هیچ مشکلی نداری حنجره ات سالم سالم است
{آوای مجمع ص135}
راستی بی بی[جان به جان گلوی گرفته ات من هم بدجور خرابم فقط یه نیم نگاه.....
نــــــرگس سلام ممنونم....
دوشنبه 1391/09/27 ساعت 22 و 29 دقیقه و 56 ثانیه

زندگی مثل آب توی لیوان ترک خورده میمونه

بخوری ، تموم میشه

نخوری ، حروم میشه

از زندگیت لذت ببر

چون در هر صورت تموم میشه!


" التماس دعا بزرگوار "

نــــــرگس سلام حاجت روا باشی.
دوشنبه 1391/09/27 ساعت 19 و 44 دقیقه و 29 ثانیه
این روزها لبخند شعرم جان ندارد
حتی در آغوش غزل سامان ندارد
این روزها برسینه ام داغی نشسته
داغ برادر، دردمن، درمان ندارد
خاکستری پیچید و از پیراهنی گفت...
یوسف به یوسف دل به دل ایمان ندارد
برگونه ی آلاله ها یک آسمان اشک
جاری شد و دل باکی از طوفان ندارد
تا روی بال و شانه هاتان چفیه ای
هست
دشمن نفس هایش سر و سامان ندارد
تا سنگر آئینه ها راهی نمانده
اما برادر راهتان پایان ندارد.
(وحید دهنوی)
نــــــرگس سلام شعر زیبایی بود.
یکشنبه 1391/09/26 ساعت 22 و 42 دقیقه و 00 ثانیه
شاید برای آمدنت دیر کرده‌ای

وقتی نگاه آینه را پیر کرده‌ای

دیری است آسمان مرا شب گرفته است

خورشید من، برای چه تأخیر کرده‌ای؟
نــــــرگس سلام تشکر که سر زدی....
یکشنبه 1391/09/26 ساعت 22 و 27 دقیقه و 02 ثانیه
بسم الله الرحمن الرحیم
وافتخاراست درراه اهل بیت{علیهم السلام} قلمی زدن وسخن حقی به زبان راندن برای مقابله بامعاویه ویزیدهای امروز.....آنان که بالباس حق .حق راخوارورسواکرده اند.....
امیداست با حضورتان وارائه فکرتان یارای حقیرباشید....
قطعا تبادل لینک راهی است کمک کننده به این آرمان های والا....پس بفرماییدباچه نامی دروبلاگ حقیرلینک شوید تا ماهم همان را انجام دهیم ...شماهم دوست داشتید مارابانام **مناظرات من**لینک بفرمایید
یاعلی که علی همان مصداق حق است
نــــــرگس سلام حتما...
یکشنبه 1391/09/26 ساعت 22 و 25 دقیقه و 41 ثانیه
ابن جوزی در برابر این سوال فروماند، چرا که دید هر کدام از آن دو(علی(ع) یا عثمان) را خطا کار بداند بر خلاف عقیده خود سخن گفته است. زیرا او هر دوی آنها را خلیفه می دانست از این رو گفت: ای زن،اگر با اجازه شوهرت از خانه بیرون آمده ای و در برابر نامحرمان این گونه بی شرمانه با من بحث می کنی که لعنت خدا بر شوهرت باد و اگر بدون اجازه او آمده ای خدا تورا لعنت کند.
بانوی هوشمند بی درنگ گفت:«آیا عایشه که به جنگ امیر مومنان علی(ع) بیرون آمد و جنگ جمل را به راه انداخت، با اجازه شوهرش پیامبر(ص) بیرون آمده بود یا بدون اجازه او؟
ابن جوزی در پاسخ فرو ماند،زیرا اگر می گفت بدون اجازه شوهرش بیرون آمده عایشه را محکوم کرده بود و اگر می گفت با اجازه بیرون آمده، علی(ع) را تخطئه می کرد،و هر کدام از این دو پاسخ با عقیده اش ناسازگار بود. به ناچار درمانده گردید و آنگاه با حالت خجالت زده از بالای منبر به زیر آمد و گفت : از شر عجوزه های زمان علی ما هنوز جرات حرف زدن نداریم ویکسره به خانه اش رفت
نــــــرگس سلام عالی بود.
یکشنبه 1391/09/26 ساعت 21 و 16 دقیقه و 23 ثانیه
تسلای قلب ِ نازنین ِ عمه ی سادات ، در شب ِ یلدا



عــاشورایی بخوانیـــــم

خبرشو بدید که میخونید منتظرم
نــــــرگس سلام چشم حتما....
یکشنبه 1391/09/26 ساعت 13 و 56 دقیقه و 19 ثانیه
اگر به یاد کسی هستیم؛ این هنر اوست نه ما؛
نــــــرگس سلام تشکر از حضورت...
شنبه 1391/09/25 ساعت 20 و 47 دقیقه و 31 ثانیه
خدا تنها روزنه امیدی است که هیچگاه بسته نمیشود.
تنها کسی است که با دهان بسته هم میتوان صدایش کرد.
تنها کسی است که وقتی همه رفتند میماند.
وقتی که همه پشت کردند آغوش میگشاید.
خدا را برایتان آرزومندم...
نــــــرگس سلام ممنونم که سر زدی.
شنبه 1391/09/25 ساعت 12 و 52 دقیقه و 32 ثانیه
سلام علیکم.

--------------------------

آب حیات ما امام زمان عجّل الله تعالی فرجه القریب است.
ما باید در دریای وجود امام زمان غوطه بخوریم و از وجود او بنوشیم.

--------------------------

تعجیل در فرج مولامون و سلامتی نائبشون،
صلوات.
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.
اعوانه
http://aavanehi.persianblog.ir

نــــــرگس سلام ممنونم که سر زدی...
شنبه 1391/09/25 ساعت 11 و 27 دقیقه و 08 ثانیه

زندگی ای زندگی خواب و خیالی زندگی

بیش از این رنجم مده بس کن دیگه ای زندگی
من شدم در دست تو اسباب بازی زندگی

عمریه در ذلت و تنها در غریب چو شمع
سوختم و خاکسترم بر باد دادی زندگی

مرغ بوتیمار شدن با قطره قطره آب شدن
نامه این افسانه چیست ؟ بازیچه های زندگی !

سیل جاری می شود هر شب از چشمان من
آخر انصافت کجاست ای زندگی ای زندگی

نــــــرگس سلام عالی بود.
شنبه 1391/09/25 ساعت 10 و 04 دقیقه و 18 ثانیه
خدایا بهترین مرگ را برایمان رقم بزن...
نــــــرگس الهی آمین...
جمعه 1391/09/24 ساعت 22 و 46 دقیقه و 43 ثانیه
کاش خداوند شهادت رو روزیمون کنه
من یکی که واقعا طاقت سختی ندارم
نــــــرگس سلام تشکر که سر زدی.
جمعه 1391/09/24 ساعت 22 و 18 دقیقه و 52 ثانیه
باسلام.خداقوت.بامطلبی ازسفر امام خامنه ای در خدمتم.
نــــــرگس سلام حتما سر می زنم.
جمعه 1391/09/24 ساعت 20 و 45 دقیقه و 43 ثانیه
بسم الله النور...

امام صادق سلام الله علیه

نَفَسُ الْمَهمُومِ لِظُلمِنا تَسبیحٌ و هَمُّهُ لَنا عِبادَةٌ

نفَس كسى كه براى مظلومیت ما اندوهگین شود، تسبیح و اندوه او به خاطر ما عبادت است.

----

سلام دوست عزیزم
سپاسگزارم از حضورتون
ان شاالله شهدا در دو دنیا دستگیرتون باشند.
عاقبت بخیر و سعادتمند باشید در پناه مهربانترین.
نــــــرگس سلام...انشاءالله.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


نمایش نظرات 1 تا 30
درباره وبلاگ

گل زیباست اگر دید توزیبا باشد
****************************

دعای مولایم اباعبدالله الحسین(علیه السّلام) در روز عاشورا وقتی دشمنانش فزونی یافتند:

أللَّهُمَّ أَنْتَ مُتَعَالِی الْمَكَانِ عَظِیمُ الْجَبَرُوتِ شَدِیدُ الْمِحَالِ غَنِیٌّ عَنِ الْخَلائِقِ عَرِیضُ الْكِبْرِیَاءِ قَادِرٌ عَلَى مَا تَشَاءُ قَرِیبُ الرَّحْمَةِ صَادِقُ الْوَعْدِ سَابِغُ النِّعْمَةِ حَسَنُ الْبَلاءِ قَرِیبٌ إِذَا دُعِیتَ مُحِیطٌ بِمَا خَلَقْتَ قَابِلُ التَّوْبَةِ لِمَنْ تَابَ إِلَیْكَ قَادِرٌ عَلَى مَا أَرَدْتَ وَ مُدْرِكٌ مَا طَلَبْتَ وَ شَكُورٌ إِذَا شُكِرْتَ وَ ذَكُورٌ إِذَا ذُكِرْتَ أَدْعُوكَ مُحْتَاجا وَ أَرْغَبُ إِلَیْكَ فَقِیرا وَ أَفْزَعُ إِلَیْكَ خَائِفا وَ أَبْكِی إِلَیْكَ مَكْرُوبا وَ أَسْتَعِینُ بِكَ ضَعِیفا وَ أَتَوَكَّلُ عَلَیْكَ كَافِیا احْكُمْ بَیْنَنَا وَ بَیْنَ قَوْمِنَا [بِالْحَقِ‏] فَإِنَّهُمْ غَرُّونَا وَ خَدَعُونَا وَ خَذَلُونَا وَ غَدَرُوا بِنَا وَ قَتَلُونَا وَ نَحْنُ عِتْرَةُ نَبِیِّكَ وَ وَلَدُ [وُلْدُ] حَبِیبِكَ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ الَّذِی اصْطَفَیْتَهُ بِالرِّسَالَةِ وَ ائْتَمَنْتَهُ عَلَى وَحْیِكَ فَاجْعَلْ لَنَا مِنْ أَمْرِنَا فَرَجا وَ مَخْرَجا بِرَحْمَتِكَ یَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِینَ.

****************************

خدایا تو بلندمرتبه و بزرگ جبروتى و در عذاب بس سختگیرى، از آفریدگان بى‏نیازى،كبریایى‏ات فراگیر است،بر هرچه مى‏خواهى توانایى،رحمتت به بندگان نزدیك است،وعده‏ات راست، نعمتت كامل،و آزمونت نیكوست،هنگامى‏كه خوانده شوى بسیار نزدیكى،به آنچه آفریدى احاطه دارى،براى آن‏كه توبه كند پذیراى توبه‏اى،بر هرچه اراده كنى توانایى،و آنچه را بجویى به دست آورى،هرگاه سپاس شوى،سپاس‏پذیرى،و هرگاه‏ یاد شوى یاد كنى،از سر نیاز تو را مى‏خوانم،و با احتیاج به سوى تو میل مى‏كنم،و بیمناك به جانب تو پناه مى‏آورم و غمگین به‏ درگاهت گریه مى‏كنم،و در كمال ناتوانى از تو كمك مى‏خواهم،و براى كفایت امورم بر تو توكّل مى‏نمایم،بین ما و بین قوم ما[به‏حق]داورى كن‏ كه آنان ما را فریفتند،و به ما نیرنگ زدند و از یارى ما دست كشیدند،و با ما بى‏وفایى نمودند و ما را كشتند،و حال آنكه ما عترت پیامبر تو،و فرزند محبوب تو محمّد بن عبداللّه هستیم،آن‏كه او را به رسالت برگزیدى،و بر وحى خود امین قرار دادى،در كار ما گشایش و راه رهایى از مشكل قرار ده،به مهرت اى مهربان‏ترین مهربانان.

مدیر وبلاگ : نــــــرگس
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

                    
 
 

کد مداحی و آهنگ مذهبی